|
|
| تبعيض جنسي در تبليغات |
1 - خانوادهاي 3 نفره كه نمونهاي از خانوادههاي كم جمعيت امروزي است، دور ميز نشستهاند و ميزبان دايي خانواده هستند.بعد از چند ثانيه ناگهان دايي سخنراني خود را آغاز ميكند كه چاقي نشاندهنده سلامتي نيست و بايد كاري كرد كه بچهها با ميل و رغبت غذا بخورند و... در بين سخنراني اين شخصيت، پدر و مادر را نيز ميبينيم كه با چشمان از حدقه درآمده و متعجب، دارند به حرفهاي دايي گوش ميكنند ؛ انگار تا به حال چنين جملاتي را نشنيدهاند! به همين دليل ناگهان تصميم ميگيرند از اين به بعد رفتار غذايي متفاوتي داشته و بيشتر به فكر تغذيه فرزند خود باشند!2 - خانوادهاي باز هم 3 نفره كنار هم هستند و مادر مشغول بافتني بافتن است و پدر با تلفن صحبت ميكند. پدر درباره ضعف جسماني و بيرنگ و رو بودن فرزندش با همان دايي يا كسي مشابه او مشورت ميكند و هر از گاه كلمات گرانبهاي آن طرف خط را بازگو ميكند تا مادر تعجب كند. ناگهان مادر در مقابل اين حرف كه كودك بايد آهن بخورد، انگار تا به حال به پزشك مراجعه نكرده به همين دليل عكسالعملي جالب از خود نشان ميدهد و ميپرسد مگه آهن هم خوردنيه؟3 - يك بانك دولتي براي تبليغ بانكداري الكترونيك، پدر را پشت ميز كامپيوتر نشانده و مادر را آن طرف در حال تعريف از مزاياي اين شيوه پرداخت قبوض و... نشان ميدهد. اگرچه اين تبليغ حرفهاي و هوشمندانه است اما نكاتي را دربردارد. مثلا مادر، تنها كار مفيدش آشپزي است، نه كار با كامپيوتر و اينترنت! چون بعد از پرداخت الكترونيك قبوض از سوي پدر، تنها ميتواند به او نويد دهد كه غذا حاضر است! نه اينكه بگويد از اين پس خودش اين كار را انجام ميدهد.4 - يك پدربزرگ معمار، خانههايي ميسازد كه مطابق قوانين و قواعد اعلام شده از سوي شهرداري نيست. داماد باسواد و با فرهنگ خانواده در لحظات حساس سر ميرسد و محترمانه پدرزنش را نصيحت ميكند. در اين آگهي نيز زنان حرفهاي عجيب و غريبي ميزنند؛ حرفهايي كه شنيدن آنها از زنان شهري امروز بسيار بعيد است. در اينجا باز هم حرف حرف مردان است و فرزند باهوش خانواده هم باز از جنس مذكر است!5 - بانك ديگري براي تبليغات الكترونيك خود 3 مرد از 3 نسل نوجوان، بزرگسال و ميانسال را نشان ميدهد كه براي رهايي از ترافيك تصميم ميگيرند از مزاياي بانكداري الكترونيك استفاده كنند. در اين آگهي نيز تنها هنگام خريد است كه مردان ياد زنان ميافتند! 6 - تقريبا تمام توليدكنندگان محصولات خوراكي براي آگهيهاي خود از مردان جوان استفاده ميكنند و برعكس شخصيت اصلي آگهيهاي توليدكنندگان مواد شوينده و لوازم خانگي كه براي نظافت به كار ميروند، زنان هستند! از سوي ديگر شركتهاي توليدي لوازم خانگي نيز محصولات صوتي و تصويري كه قرار است سرگرمكننده باشند را با كمك مردان تبليغ ميكنند. انگار قرار است همه خوراكيها و تفريحات براي مردان باشد و در مقابل زنان با كمك مواد شوينده و مواد خوراكي كه در اختيار دارند وسايل آسايش و آرامش خانواده را فراهم آورند.اين روزها ديگر بانكداري وفعاليت اقتصادي صرفا مردانه نيست. متأسفانه يا خوشبختانه زندگي شهري، گونه ديگري از پدران، مادران، فرزندان و در مجموع زنان و مرداني را معرفي كرده است كه با الگوي قديمي كه در تبليغات امروزي استفاده ميشود تفاوت بسياري دارد و آرزوهاي متفاوتي را براي بچهها ايجاد كرده است. درست است كه برخي از رفتارها به ارزش اجتماعي تبديل شده و تغيير آنها كار دشواري است. بهعنوان مثال نشان دادن مردان در آشپزخانه و زنان كارمند كه ممكن است واقعيت امروز هم باشد، به زمان بيشتري نياز دارد. اما نميتوان انكار كرد كه تعدادي از ارزشهاي رايج هم گاه كاركرد ضدارزشي پيدا ميكنند. بهعنوان مثال ديگر عجيب است كه در خانوادهاي سنتي، فرزند پسر باهوش باشد و مردان حرف اول را بزنند و زنان تنها براي همراهي، تاييد و تشويق مردانشان در صحنه حضور داشته باشند، يا عجيب است كه در خانوادههاي امروزي همه زنان خانهدار باشند و از مسائل و مشكلات اقتصادي بيخبر باشند و تنها براي خريد محصولات خاص در فروشگاهها حضور يابند. البته شكي نيست كه گاه اين موارد آرمان و آرزوي برخي سازندگان تيزرهاي تبليغاتي است و برخي از آنها ريشه در فرهنگ عامه و پذيرش از سوي مخاطب توده مردم است اما دور بودن اين الگوها از واقعيات اجتماعي ميتواند تبليغ را به ضدتبليغ تبديل كرده و عواقب ديگري به همراه داشته باشد.بحث بر سر تغيير الگوهاي قديمي و مورد پسند توده مردم نيست بلكه نكته اين است كه جمعيت شهرنشين ايران رو به افزايش بوده و جامعه به سرعت در حال گذار از حالت سنتي به مدرن است. بهنظر ميرسد در تب و تاب گذار، در تبليغات به نوعي آرمانشهر از دست رفته خود را ميجوييم حال آنكه واقعيت چيز ديگري است و بد نيست به ياد داشته باشيم كه زماني براي رسيدن به مرحله بعدازگذار خود، همان آرمانشهر را از بين بردهايم. در اينجا بحث تاييد يا تكذيب جامعه سنتي و مدرن نيست بلكه بحث بر سر اين است كه نبايد عواقب سوء تقسيم نقشها براساس الگوهاي سنتي جا افتاده و تبعيض جنسي در آگهيهاي بازرگاني و تاثيرات اين تقسيم بنديها و تبعيضها در نسلهاي امروز و بعدي را ناديده گرفت. بچههاي امروز در دنياي واقعي متفاوتتر از آگهيها زندگي ميكنند.اين در حالي است كه آگهيها بهشدت بچهها را تحتتأثير قرار ميدهند. البته اين تاثير تنها به بچهها خلاصه نميشود و گاه بزرگترها هم بهشدت در اين آگهيها حل ميشوند و به شوخي از برخي كاراكترها تقليد ميكنند. مثل سيا ساكتي و ساير شخصيتها كه زماني نمونههايي از آنها در هر خانواده وجود داشت. اين آگهي آموزشي چندان جذاب شد كه ديگر شباهت به آدمهاي خلافكار آن نه تنها مايه شرمساري نبود بلكه يك حسن هم محسوب ميشد. بنابراين نميتوان بيتفاوت از كنار تاثيرات آگهيها گذشت. در چنين مواقعي اهميت وجود شورايي متشكل از كارشناسان رسانه و تبليغات، جامعه شناسان، مردم شناسان، سازندگان تيزرهاي تبليغاتي و....مشخص ميشود تا آگهي دهندگان بتوانند رسانه پر قدرت و پرنفوذ تلويزيون را بهتر در اختيار داشته باشند.
|
|
|
نسخه چاپي
تاريخ ارسال: 1388/8/28 - 14:0:49
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 | در حال نمايش فرم |
|
|
|
|
جملات طلايي:36
اگر بزرگ طايفهاي نزد شما آمد او را بزرگ داريد.
پيامبر اكرم (ع)
|
|
 |
|
امروز
/17
1390/11/17
برابر با
2012/02/06 | |
|
|
|
|
|
|