جای خالی مدیریت ارتباطات در نظام بانکی کشور

 

 

 

حدود 30 سال از استقرار نظام بانکداری اسلامی در ایران می­گذرد، یعنی با تصویب و ابلاغ قانون عملیات بانکداری بدون ربا، عملاً نظام بانکی ایران، فعالیت خود را با توجه به اصول و قوانین شریعت اسلام آغاز کرده و هر گونه خدمت بانکی را مطابق با قانون فوق به مشتریان ارائه می نمایند.

علیرغم آنکه سه دهه از استقرار این نظام در کشور ما می گذرد، به نظر می­رسد هنوز تفاوت­های اساسی بانکداری اسلامی و بانکداری سنتی در کشور آنچنانکه بایسته است برای عموم مردم، حتی بخش عمده­ای از مدیران، کارشناسان  وکارگزاران بانکی نیز شفاف و مشخص نیست.

از سوی دیگر، نظام بانکی کشور، به عنوان یک بخش مهم و تأثیرگذار در برنامه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، همواره از سوی افراد و نهادهای مختلف به انواع دلایل و بهانه­های متفاوت آماج انتقادات شدید و گاهاً حملات تند و تیز قرار گرفته و گاهاً با عباراتی چون «آفت اقتصاد کشور»، «مخل نظام مالی مملکت» و ...، عملکرد و آثار تصمیمات آن، خواسته یا ناخواسته مورد نقد و بررسی یک جانبه قرار گرفته است.

حال، این سوال مطرح می شود که اولاً، مسئولیت فرهنگ سازی و معرفی بانکداری اسلامی و خدمات منحصر به فرد آن به عهده چه سازمان یا نهادی در کشور است؟ ثانیاً، کدام تشکل، نهاد یا سازمان، مسئولیت پاسخگویی به این همه نقد، گلایه و شکایت را که گاهاً نیز غیرمنصفانه می باشد و زحمات و تلاش­های بیش از 200 هزار نفر پرسنل خانواده نظام بانکی ایران را نادیده می­گیرد، به­عهده دارد؟

در پاسخ به سوالهای فوق، می­توان به وزارت امور­اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و در نهایت به تشکل­های تخصصی روابط­عمومی نظام بانکی؛ مثل شورای هماهنگی روابط عمومی بانک­های دولتی، کانون بانک­های خصوصی و شورای هماهنگی روابط­عمومی موسسات مالی و اعتباری که به تازگی پا به منصه ظهور گذاشته، اشاره کرد.

از آنجا که وزارت امور­اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران هر یک به نوبه خود درگیر مسائل و امور خاص خود هستند و فرصت کافی برای پرداختن به موضوع اطلاع­رسانی بانک­های کشور را ندارند، به نظر می رسد بهتر است برای دفاع از حیثیت حرفه­ای بانک­ها و همچنین فرهنگ­سازی در زمینه بانکداری اسلامی، خدمات نوین بانکی، بانکداری الکترنیک و اموری از این دست، صرفاً خود بانک ها و تشکل های تخصصی آنها وارد گود شده و با تامین ساز و کار مناسب، به نتیجه مطلوب نائل آیند.

با این حال، بررسی عملکرد این تشکل­ها، بویژه شورای هماهنگی روابط عمومی بانک­های دولتی- که در    سال­های نه چندان دور بانک­های خصوصی و موسسات مالی و اعتباری را نیز با خود داشت و در طول چند سال گذشته این دو تشکل بنا به دلایل مختلف از آن منفک شدند- نشان می­دهد تاکنون اقدامات کارساز و موثری برای منظورهای فوق انجام نشده است. یعنی هیچ سازمان یا واحدی برای فرهنگ­سازی مسائل عمومی نظام بانکی ساماندهی نشده و درصورت هر نوع حمله و انتقاد تند و تیز به نظام بانکی، هیچ مرجعی خود را مسئول پاسخگویی و تنویر افکار­عمومی نمی­داند و برآیند چنین شرایطی باعث می­شود که افکار عمومی به محق بودن منتقدین نظام بانکی صحه گذاشته، آنان نیز به جمع جناح ناراضی بپیوندند یا حداقل در نوع نگاه آنان به خدمات ارزشمند نظام بانکی خلل و تردید ایجاد شود. آیا، واقعیت امر، اینگونه است؟ آیا این همه تلاش و کوشش بانک­های کشور و حضور و مشارکت آنها در اکثر قریب به اتفاق پروژه­ها و طرح­های اقتصادی، عمرانی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، بیانگر نقش و تأثیر این شبکه و آثار و نتایج این شبکه گسترده نیست؟

پس به نظر می رسد، نظام بانکی کشور در کنار این همه خدمت رسانی ارزشمند به جامعه و ارائه خدمات متنوع بانکی و حمایت­های مختلف از بخش­های اقتصادی کشور، آن هم در شرایط تحریم­های دشوار بین­المللی، نیازمند یک برنامه اطلاع­رسانی و ارتباطات مشترک می­باشد تا بتواند ضمن دفاع از خود در مقابل سیل انتقادها، فرهنگ­سازی عمومی و آماده سازی شرایط پذیرش خدمات جدید را به نحو مطلوبی به انجام برساند.

قطعاً، در شرایطی که روابط­عمومی هر بانک یا موسسه مالی و اعتباری دولتی یا خصوصی صرفاً درپی منافع بانک و موسسه متبوع خود می باشد، یا روابط­عمومی بانک مرکزی هیچ علاقه و تمایل حرفه­ای برای ورود به این نوع مباحث ندارد و حتی در طول سال­های گذشته از حضور در شورای همانگی روابط­عمومی بانک­ها که قبلاً با مدیریت و مسئولیت روابط­عمومی آن بانک اداره می شد، ندارد، و از سوی دیگر، با وضعیت فعلی تلاش­های جزیره­ای شوراهای روابط­عمومی بانک­های دولتی، خصوصی و موسسات مالی و اعتباری که فاقد هرگونه پشتوانه اجرایی و حمایت­های جدی است، به هیچ وجه نمی­توان انتظار داشت که افکار عمومی جامعه با مباحث، موضوعات و برنامه­های اساسی نظام بانکی کشور آشنایی کافی داشته باشد و در صورت لزوم با آن همراهی و مشارکت نماید. بدیهی است که همدلی مردم با سیستم بانکی کشور، استفاده مطلوب از خدمات نوین و مشارکت آنان در برنامه­های نظام بانکی، مستلزم آگاهی آنان از آثار و پیامدهای این برنامه­هاست و درصورت فقدان یک مرجع رسمی برای مدیریت ارتباطات بانکی، از این پس نیز به هیچ وجه نمی­توان انتظار زیادی برای تحقق مطلوب این برنامه­ها داشت.

بر این اساس، امیدواریم نظام بانکی کشور، با عنایت به اهمیت و ضرورت آگاهی مردم از برنامه­های آن و به پشتوانه شبکه گسترده و توان مالی بالا، برای «مدیریت ارتباطات نظام بانکی» کشور چاره­ای بیندیشد و این بخش بسیار مهم و حیاتی خود را از بلاتکلیفی برهاند. مخصوصاً، در شرایطی که موضوع طرح تحول نظام بانکی کشور و همچنین طرح اصلاح پول ملی و حذف سه یا چهار صفر از آن در سرلوحه برنامه­های دولت قرار دارد، این اهمیت دوچندان می­شود و در صورت عدم توجه جدی به آن، قطعا توفیق طرح­ها و حصول نتیجه مورد نظر، با شک و تردید همراه خواهد بود.


نسخه چاپي تاريخ ارسال: 1390/8/10 - 14:12:33


نظری وجود ندارد



 در حال نمايش فرم


جملات طلايي:53
به جايي كه كوزه خودت را گذاشته‌اي سنگ پرتاب مكن.

«مثل آفريقايي»

امروز

/4

1390/12/04
برابر با
2012/02/23
:کد بنر تبليغي


صفحه اول  |  ارتباط با ما  |  پست الكترونيكي  |  مديريت سايت  |  پيوندها
-
کليه حقوق محفوظ ميباشد، نقل مطالب با ذکر منبع (سایت کاوشگران روابط عمومی) بلامانع است
info@prr.ir : پست الکترونیکی سایت